غزل شمارهٔ 26
Poet: Saadi
Toggle stanza 1ما را همه شب نمیبرد خواب
11
ما را همه شب نمیبرد خواب
ای خفتهٔ روزگار دریاب
22
در بادیه تشنگان بمردند
وز حِلِّه به کوفه میرود آب
33
ای سختکمان سستپیمان
این بود وفای عهد اصحاب
44
خار است به زیر پهلوانم
بی روی تو خوابگاه سنجاب
55
ای دیدهٔ عاشقان به رویت
چون روی مجاوران به محراب
66
من تن به قضای عشق دادم
پیرانهسر آمدم به کُتّاب
77
زهر از کف دست نازنینان
در حلق چنان رود که جُلّاب
88
دیوانهٔ کوی خوبرویان
دردش نکند جفای بواب
99
سعدی نتوان به هیچ کشتن
اِلّا به فراق روی احباب
Zameen

