غزل شمارهٔ 229
Poet: Saadi
Toggle stanza 1پیش رویت دگران صورت بر دیوارند
11
پیش رویت دگران صورت بر دیوارند
نه چنین صورت و معنی که تو داری دارند
22
تا گل روی تو دیدم همه گلها خارند
تا تو را یار گرفتم همه خلق اغیارند
33
آن که گویند به عمری شب قدری باشد
مگر آنست که با دوست به پایان آرند
44
دامن دولت جاوید و گریبان امید
حیف باشد که بگیرند و دگر بگذارند
55
نه من از دست نگارین تو مجروحم و بس
که به شمشیر غمت کشته چو من بسیارند
66
عجب از چشم تو دارم که شبانش تا روز
خواب میگیرد و شهری ز غمت بیدارند
77
بوالعجب واقعهای باشد و مشکل دردی
که نه پوشیده توان داشت نه گفتن یارند
88
یعلم الله که خیالی ز تنم بیش نماند
بلکه آن نیز خیالیست که میپندارند
99
سعدی اندازه ندارد که چه شیرین سخنی
باغ طبعت همه مرغان شکرگفتارند
1010
تا به بستان ضمیرت گل معنی بشکفت
بلبلان از تو فرومانده چو بوتیمارند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هَله هُش دار که در شهرْ دو سه طَرّارند
که به تدبیرْ کُلَهْ از سَرِ مَه بردارند
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 775
عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند
خوش به هر قطره دو صد گوهر جان بردارند
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 776
نه همین اهل خرد آینه اسرارند
که ز خود بیخبران نیز خبرها دارند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3510

