غزل شمارهٔ 591
Poet: Saadi
Toggle stanza 1سخت زیبا میروی یکبارگی
11
سخت زیبا میروی یکبارگی
در تو حیران میشود نظّارگی
22
اینچنین رخ با پری باید نمود
تا بیاموزد پری رخسارگی
33
هرکه را پیش تو پای از جای رفت
زیر بارش برنخیزد بارگی
44
چشمهای نیمخوابت سال و ماه
همچو من مَستند بی میخوارگی
55
خستگانت را شکیبایی نماند
یا دوا کن یا بکُش یکبارگی
66
دوست تا خواهی بهجای ما نکوست
در حسودان اوفتاد آوارگی
77
سعدیا تسلیم فرمان شو که نیست
چارهٔ عاشق بهجز بیچارگی
Zameen

