غزل شمارهٔ 331

Poet: Saadi

Metre: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

Rhyme: انش

Poems with the same metre and rhyme: 2

Poetic form: Ghazal

Toggle stanza 1
هر که هست التفات بر جانش
1
هر که هست التفات بر جانش
گو مزن لاف مهر جانانش
2
درد من بر من از طبیب من است
از که جویم دوا و درمانش
3
آن که سر در کمند وی دارد
نتوان رفت جز به فرمانش
4
چه کند بنده حقیر فقیر
که نباشد به امر سلطانش
5
ناگزیر است یار عاشق را
که ملامت کنند یارانش
6
وآن که در بحر قلزم است غریق
چه تفاوت کند ز بارانش
7
گل به غایت رسید بگذارید
تا بنالد هزاردستانش
8
عقل را گر هزار حجت هست
عشق دعوی کند به بطلانش
9
هر که را نوبتی زدند این تیر
در جراحت بماند پیکانش
10
ناله‌ای می‌کند چو گریه طفل
که ندانند درد پنهانش
11
سخن عشق زینهار مگوی
یا چو گفتی بیار برهانش
12
نرود هوشمند در آبی
تا نبیند نخست پایانش
13
سعدیا گر به یک دمت بی‌دوست
هر دو عالم دهند مستانش

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor