غزل شمارهٔ 159
Toggle stanza 1نه آن شبست که کس در میان ما گنجد
11
نه آن شبست که کس در میان ما گنجد
به خاک پایت اگر ذره در هوا گنجد
22
کلاه ناز و تکبر بنه کمر بگشای
که چون تو سرو ندیدم که در قبا گنجد
33
ز من حکایت هجران مپرس در شب وصل
عتاب کیست که در خلوت رضا گنجد
44
مرا شکر منه و گل مریز در مجلس
میان خسرو و شیرین شکر کجا گنجد
55
چو شور عشق درآمد قرار عقل نماند
درون مملکتی چون دو پادشا گنجد
66
نماند در سر سعدی ز بانگ رود و سرود
مجال آن که دگر پند پارسا گنجد

