شمارهٔ 2
Poet: Saadi
Metre: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
Rhyme: ستانرا
Poetic form: Ghazal, Qasida, or Qit‘a
Toggle stanza 1میندانم چه کنم چاره من این دستان را
11
میندانم چه کنم چاره من این دستان را
تا به دست آورم آن دلبر پردستان را
22
او به شمشیر جفا خون دلم میریزد
تا به خون دل من رنگ کند دستان را
33
من بیچاره تهیدستم از آن میترسم
که وصالش ندهد دست تهیدستان را
44
دامن وصلش اگر من به کف آرم روزی
ندهم تا به قیامت دگر از دست آن را
55
در صفاتش نرسد گرچه بسی شرح دهد
طوطی طبع من آن بلبل پردستان را
66
هوس اوست دلم را چه توان گفت اگر
دست بر سرو بلندش نرسد پستان را؟
77
نرگس مست وی آزار دلم میطلبد
آنکه در عربده میآورد او مستان را
88
گر ببینم رخ خوبش نکنم میل به باغ
زانکه چون عارض او نیست گلی بستان را
99
هر که دیدست نگارین من اندر همه عمر
به تماشا نرود هیچ نگارستان را
1010
نیست بر سعدی از این واقعه و نیست عجب
گر غم فرقت او نیست کند هستان را

