Toggle stanza 1
می‌ندانم چه کنم چاره من این دستان را
1
می‌ندانم چه کنم چاره من این دستان را
تا به دست آورم آن دلبر پردستان را
2
او به شمشیر جفا خون دلم می‌ریزد
تا به خون دل من رنگ کند دستان را
3
من بیچاره تهیدستم از آن می‌ترسم
که وصالش ندهد دست تهیدستان را
4
دامن وصلش اگر من به کف آرم روزی
ندهم تا به قیامت دگر از دست آن را
5
در صفاتش نرسد گرچه بسی شرح دهد
طوطی طبع من آن بلبل پردستان را
6
هوس اوست دلم را چه توان گفت اگر
دست بر سرو بلندش نرسد پستان را؟
7
نرگس مست وی آزار دلم می‌طلبد
آنکه در عربده می‌آورد او مستان را
8
گر ببینم رخ خوبش نکنم میل به باغ
زانکه چون عارض او نیست گلی بستان را
9
هر که دیدست نگارین من اندر همه عمر
به تماشا نرود هیچ نگارستان را
10
نیست بر سعدی از این واقعه و نیست عجب
گر غم فرقت او نیست کند هستان را

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor