غزل شمارهٔ 224
Poet: Saadi
Toggle stanza 1گلبنان پیرایه بر خود کردهاند
11
گلبنان پیرایه بر خود کردهاند
بلبلان را در سماع آوردهاند
22
ساقیان لاابالی در طواف
هوش میخواران مجلس بردهاند
33
جرعهای خوردیم و کار از دست رفت
تا چه بی هوشانه در می کردهاند
44
ما به یک شربت چنین بیخود شدیم
دیگران چندین قدح چون خوردهاند
55
آتش اندر پختگان افتاد و سوخت
خام طبعان همچنان افسردهاند
66
خیمه بیرون بر که فراشان باد
فرش دیبا در چمن گستردهاند
77
زندگانی چیست مردن پیش دوست
کاین گروه زندگان دل مردهاند
88
تا جهان بودست جَمّاشان گل
از سلحداران خار آزردهاند
99
عاشقان را کشته میبینند خلق
بشنو از سعدی که جان پروردهاند

