غزل شمارهٔ 2289
Toggle stanza 1دایم پیش خود نهی آینه را هرآینه
11
دایم پیش خود نهی آینه را هرآینه
ز آنک نظیر نیستت جز که درون آینه
22
در تو کجا رسم تو را همچو خیال روی تو
در دل و جان و در نظر منظره هست و جای نه
33
هم تو منزهی ز جا هم همه جای حاضری
آیت بی چگونگی در تو و در معاینه
44
از سوی تو موحدی از سوی من مشبهی
جانب تو مواصله جانب من مباینه

