Toggle stanza 1
صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی
1
صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی
لعل و عقیق می‌کند در دل کان گداییی
2
گر ز فلک نهان بود در ظلمات کان بود
گوهر سنگ را بود با فلک آشناییی
3
نور ز شرق می‌زند کوه شکاف می‌کند
در دل سنگ می‌نهد شعشعه عطاییی
4
در پی هر منوری هست یقین منوری
در پی هر زمینیی مرتقب سماییی
5
صورت بت نمی‌شود بی‌دل و دست آزری
آزر بتگری کجا باشد بی‌خداییی
6
گفت پیمبر به حق کآدمی است کان زر
فرق میان کان و کان هست به زرنماییی

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 2497 — Divan-e Shams · ZindeRood