غزل شمارهٔ 1865
Poet: Rumi
Metre: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
Rhyme: هادهچهبهدرویشان
Poetic form: Ghazal
Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان
11
ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان
نانی ده و صد بستانهاده چه به درویشان
22
بشنو تو ز پیغامبر فرمود که سیم و زر
از صدقه نشد کمتر هاده چه به درویشان
33
یک دانه اگر کاری صد سنبله برداری
پس گوش چه می خاریهاده چه به درویشان
44
کم کن تو فزایش بین بنواز و ستایش بین
بگشا و گشایش بین هاده چه به درویشان
55
صدقه تو به حق رفته و اندر شب آشفته
او حارس و تو خفتههاده چه به درویشان
66
هر لطف که بنمایی در سایه آن آیی
بسیار بیاساییهاده چه به درویشان
77
حرمت کن و حرمت بین نعمت ده و نعمت بین
رحمت کن و رحمت بینهاده چه به درویشان
88
ای مکرم هر مسکین و ای راحم هر غمگین
ای مالک یوم الدینهاده چه به درویشان
99
آمد به تو آوازم واقف شدی از رازم
محروم میندازم هاده چه به درویشان
1010
سرگشته تحویلم در قالم و در قیلم
بنگر تو به زنبیلم هاده چه به درویشان
1111
دانی که دعا گویم هر جا که ثنا گویم
بین کز تو چه واگویم هاده چه به درویشان
1212
رنجیت مبا آمین دور از تو قضا آمین
یار تو خدا آمین هاده چه به درویشان
1313
ای کوی شما جنت وی خوی شما رحمت
خاصه که در این ساعت هاده چه به درویشان
1414
گفتیم دعا رفتیم وز کوی شما رفتیم
خوش باش که ما رفتیم هاده چه به درویشان

