غزل شمارهٔ 677
Toggle stanza 1عجب آن دلبر زیبا کجا شد
11
عجب آن دلبر زیبا کجا شد
عجب آن سرو خوش بالا کجا شد
22
میان ما چو شمعی نور میداد
کجا شد ای عجب بیما کجا شد
33
دلم چون برگ میلرزد همه روز
که دلبر نیم شب تنها کجا شد
44
برو بر ره بپرس از رهگذاران
که آن همراه جان افزا کجا شد
55
برو در باغ پرس از باغبانان
که آن شاخ گل رعنا کجا شد
66
برو بر بام پرس از پاسبانان
که آن سلطان بیهمتا کجا شد
77
چو دیوانه همیگردم به صحرا
که آن آهو در این صحرا کجا شد
88
دو چشم من چو جیحون شد ز گریه
که آن گوهر در این دریا کجا شد
99
ز ماه و زهره میپرسم همه شب
که آن مه رو بر این بالا کجا شد
1010
چو آن ماست چون با دیگرانست
چو این جا نیست او آن جا کجا شد
1111
دل و جانش چو با الله پیوست
اگر زین آب و گل شد لاکجا شد
1212
بگو روشن که شمس الدین تبریز
چو گفت الشمس لا یخفی کجا شد

