غزل شمارهٔ 1159
Poet: Rumi
Toggle stanza 1عشق جانست عشق تو جانتر
11
عشق جانست عشق تو جانتر
لطف درمان و از تو درمانتر
22
کافریهای زلف کافر تو
گشته ز ایمان جمله ایمانتر
33
جان سپردن به عشق آسانست
وز پی عشق توست آسانتر
44
همه مهمان خوان لطف تواند
لیک این بنده زاده مهمانتر
55
بیتو هستند جمله بیسامان
لیک من بیطریق و سامانتر
66
عشق تو کان دولت ابدست
لیک وصل جمال تو کانتر
77
تیغ هندی هجر برانست
لیک هندی عشق برانتر
88
هر دلی چارپره در پی توست
دل ما صدپرست و پرانتر
99
دیدن تو به صد چو جان ارزان
عوض نیم جانم ارزانتر
1010
گرچه این چرخ نیک گردانست
چرخ افلاک عشق گردانتر
1111
همه ز افلاک عشق در ترسند
وان فلک در غم تو ترسانتر
1212
شمس تبریز همتی میدار
تا شوم در تو من عجبدانتر

