غزل شمارهٔ 3164
Toggle stanza 1مست و خوشی باده کجا خوردهای؟
11
مست و خوشی باده کجا خوردهای؟
این مه نو چیست که آوردهای؟
22
ساغر شاهانه گرفتی به کف
گلشکر نادره پروردهای
33
پردهٔ ناموس کی خواهی درید؟
کآفت عقل و ادب و پردهای
44
میشکفد از نظرت باغ دل
ای که بهار دل افسردهای
55
آتش در ملک سلیمان زدی
ای که تو موری بنیازردهای
66
در سفر ای شاه سبک روح من
زیر قدم چشم و دل اسپردهای
77
دارد خوبی و کشی بیشمار
روی کسی کش بک اشمردهای
88
بنده کن هر دل آزادهای
زنده کن هر بدن مردهای
99
میکندت لابه و دریوزه جان
جان ببر آنجا که دلم بردهای
1010
جان دو صد قرن در انگشت تست
چونت بگویم؟! که توده مردهای
1111
بس کن تا مطرب و ساقی شود
آنکه می از باغ وی افشردهای

