غزل شمارهٔ 426
Poet: Rumi
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
Rhyme: ینجستیمنیست
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1غیر عشقت راه بین جستیم نیست
11
غیر عشقت راه بین جستیم نیست
جز نشانت همنشین جستیم نیست
22
آن چنان جستن که میخواهی بگو
کان چنان را این چنین جستیم نیست
33
بعد از این بر آسمان جوییم یار
زانک یاری در زمین جستیم نیست
44
چون خیال ماه تو ای بیخیال
تا به چرخ هفتمین جستیم نیست
55
بهتر آن باشد که محو این شویم
کز دو عالم به از این جستیم نیست
66
صافهای جمله عالم خورده گیر
همچو درد درد دین جستیم نیست
77
خاتم ملک سلیمان جستنیست
حلقهها هست و نگین جستیم نیست
88
صورتی کاندر نگین او بدست
در بتان روم و چین جستیم نیست
99
آن چنان صورت که شرحش میکنم
جز که صورت آفرین جستیم نیست
1010
اندر آن صورت یقین حاصل شود
کز ورای آن یقین جستیم نیست
1111
جای آن هست ار گمان بد بریم
ز آنک بیمکری امین جستیم نیست
1212
پشت ما از ظن بد شد چون کمان
زانک راهی بیکمین جستیم نیست
1313
زین بیان نوری که پیدا میشود
در بیان و در مبین جستیم نیست

