غزل شمارهٔ 1953
Toggle stanza 1هر صبوحی ارغنونها را برنجان همچنین
11
هر صبوحی ارغنونها را برنجان همچنین
آفرینها بر جمالت همچنین جان همچنین
22
پیش رویت روز مست و پیش زلفت شب خراب
ای که کفرت همچنان و ای که ایمان همچنین
33
در کنار زهره نه تو چنگ عشرت همچنان
پای کوبان اندرآ ای ماه تابان همچنین
44
اشتهای مشک و عنبر چون بخیزد جمع را
حلقههای زلف خود را زو برافشان همچنین
55
چرخه چرخ ار بگردد بیمرادت یک نفس
آتشی درزن به جان چرخ گردان همچنین
66
روز روز مجلس است ای عشق دست ما بگیر
می کشان تا بزم خاص و تخت سلطان همچنین
77
پاره پاره پیشتر رو گرچه مستی ای رفیق
پارهای راه است از ما تا به میدان همچنین
88
در هوای شمس تبریزی ز ظلمت می گذر
ناگهان سر برزنی از باغ و ایوان همچنین

