غزل شمارهٔ 1104
Poet: Rumi
Toggle stanza 1باز شد در عاشقی بابی دگر
11
باز شد در عاشقی بابی دگر
بر جمال یوسفی تابی دگر
22
مژده بیداران راه عشق را
آنک دیدم دوش من خوابی دگر
33
ساخته شد از برای طالبان
غیر این اسباب اسبابی دگر
44
ابرها گر مینبارد نقد شد
از برای زندگی آبی دگر
55
یارکان سرکش شدند و حق بداد
غیر این اصحاب اصحابی دگر
66
سبزه زار عشق را معمور کرد
عاشقان را دشت و دولابی دگر
77
وین جگرهایی که بد پرزخم عشق
شد درآویزان به قلابی دگر
88
عشق اگر بدنام گردد غم مخور
عشق دارد نام و القابی دگر
99
کفشگر گر خشم گیرد چاره شد
صوفیان را نعل و قبقابی دگر
1010
گر نداند حرف صوفی دان که هست
دردهای عشق را بابی دگر
1111
از هوای شمس دین آموختم
جانب تبریز آدابی دگر

