غزل شمارهٔ 2150

Poet: Rumi

Metre: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

Rhyme: التو

Poems with the same metre and rhyme: 4

Poetic form: Ghazal

Toggle stanza 1
عید نمی‌دهد فرح بی‌نظر هلال تو
1
عید نمی‌دهد فرح بی‌نظر هلال تو
کوس و دهل نمی‌چخد بی‌شرف دوال تو
2
من به تو مایل و توی هر نفسی ملولتر
وه که خجل نمی‌شود میل من از ملال تو
3
ناز کن ای حیات جان کبر کن و بکش عنان
شمس و قمر دلیل تو شهد و شکر دلال تو
4
آیت هر ملاحتی ماه تو خواند بر جهان
مایه هر خجستگی ماه تو است و سال تو
5
آب زلال ملک تو باغ و نهال ملک تو
جز ز زلال صافیت می‌نخورد نهال تو
6
ملک تو است تخت‌ها باغ و سرا و رخت‌ها
رقص کند درخت‌ها چونک رسد شمال تو
7
مطبخ توست آسمان مطبخیانت اختران
آتش و آب ملک تو خلق همه عیال تو
8
عشق کمینه نام تو چرخ کمینه بام تو
رونق آفتاب‌ها از مه بی‌زوال تو
9
خشک لبند عالمی از لمع سراب تو
لطف سراب این بود تا چه بود زلال تو
10
ای ز خیال‌های تو گشته خیال عاشقان
خیل خیال این بود تا چه بود جمال تو
11
وصل کنی درخت را حالت او بدل شود
چون نشود مها بدل جان و دل از وصال تو
12
زهر بود شکر شود سنگ بود گهر شود
شام بود سحر شود از کرم خصال تو
13
بس سخن است در دلم بسته‌ام و نمی‌هلم
گوش گشاده‌ام که تا نوش کنم مقال تو

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor