غزل شمارهٔ 1400

Poet: Rumi

Metre: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)

Rhyme: انبرسم

Poetic form: Ghazal

Toggle stanza 1
تیز دَوم، تیز دَوم، تا به سواران برسم
1
تیز دَوم، تیز دَوم، تا به سواران برسم
نیست شوَم، نیست شوَم، تا برِ جانان برسم
2
خوش شده‌ام، خوش شده‌ام، پارهٔ آتش شده‌ام
خانه بسوزم، بروم، تا به بیابان برسم
3
خاک شوَم، خاک شوَم، تا ز تو سرسبز شوَم
آب شوَم سجده کنان، تا به گلستان برسم
4
چونک فتادم ز فلک، ذره‌صفت لرزانم
ایمن و بی‌لرز شوم، چونک به پایان برسم
5
چرخ بوَد جای شرف، خاک بوَد جای تلف
باز رهم زین دو خطر چون بر سلطان برسم
6
عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا
در دلِ کفر آمده‌ام تا که به ایمان برسم
7
آن شه موزونِ جهان، عاشق موزون طلبد
شد رخ من سکهٔ زر تا که به میزان برسم
8
رحمت حق، آب بوَد جز که به پستی نرود
خاکی و مرحوم شوَم تا برِ رحمان برسم
9
هیچ طبیبی ندهد بی مرضی حب و دوا
من همگی درد شوم تا که به درمان برسم

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor