غزل شمارهٔ 1816
Toggle stanza 1آینهای بزدایم از جهت منظر من
11
آینهای بزدایم از جهت منظر من
وای از این خاک تنم تیره دل اکدر من
22
رفت شب و این دل من پاک نشد از گل من
ساقی مستقبل من کو قدح احمر من
33
رفت دریغا خر من مرد به ناگه خر من
شکر که سرگین خری دور شدهست از در من
44
مرگ خران سخت بود در حق من بخت بود
زانک چو خر دور شود باشد عیسی بر من
55
از پی غربیل علف چند شدم مات و تلف
چند شدم لاغر و کژ بهر خر لاغر من
66
آنچ که خر کرد به من گرگ درنده نکند
رفت ز درد و غم او حق خدا اکثر من
77
تلخی من خامی من خواری و بدنامی من
خون دل آشامی من خاک از او بر سر من
88
شارِقِ من فارقِ من از نظرِ خالقِ من
شمع کُشی دیده کَنی در نظر و منظر من
Zameen

