غزل شمارهٔ 2900
Toggle stanza 1بوی مشکی در جهان افکندهای
11
بوی مشکی در جهان افکندهای
مشک را در لامکان افکندهای
22
صد هزاران غلغله زین بوی مشک
در زمین و آسمان افکندهای
33
از شعاع نور و نار خویشتن
آتشی در عقل و جان افکندهای
44
از کمال لعل جان افزای خویش
شورشی در بحر و کان افکندهای
55
تو نهادی قاعده عاشق کشی
در دل عاشق کشان افکندهای
66
صد هزاران روح رومی روی را
در میان زنگیان افکندهای
77
با یقین پاکشان بسرشتهای
چونشان اندر گمان افکندهای
88
چون به دست خویششان کردی خمیر
چونشان در قید نان افکندهای
99
هم شکار و هم شکاری گیر را
زیر این دام گران افکندهای
1010
پردلان را همچو دل بشکستهای
بی دلان را در فغان افکندهای
1111
جان سلطان زادگان را بنده وار
پیش عقل پاسبان افکندهای
Zameen

