غزل شمارهٔ 2920
Poet: Rumi
Toggle stanza 1ای بهار سبز و تر شاد آمدی
11
ای بهار سبز و تر شاد آمدی
وی نگار سیمبر شاد آمدی
22
درفکندی در سر و جان فتنهای
ای حیات جان و سر شاد آمدی
33
درفکن اندر دماغ مرد و زن
صد هزاران شور و شر شاد آمدی
44
از بر سیمین تو کارم زر است
ای بلای سیم و زر شاد آمدی
55
پای خود بر تارک خورشید نه
ای تو خورشید و قمر شاد آمدی
66
لعل گوید از میان کان تو را
سوی آن کوه و کمر شاد آمدی
77
شمس تبریزی که عالم از رخت
هست مست و بیخبر شاد آمدی

