غزل شمارهٔ 2907
Toggle stanza 1آفتابا سوی مه رویان شدی
11
آفتابا سوی مه رویان شدی
چرخ را چون ذرهها برهم زدی
22
آتشی در کفر و ایمان شعله زد
چون بگستردی تو دین بیخودی
33
پست و بالا عشق پر شد همچو بحر
چشمه چشمه جوش جوش سرمدی
44
عالمی پرآتش عشاق بود
بر سر آتش تو آتش آمدی
55
هر سحرگه پیش قانونهای تو
سجده آرد دین پاک احمدی
66
بی وجودی گر تو را نقصان نهد
بی وجودان را چه نیکی یا بدی
77
خاک پای شمس تبریزی ببوس
تا برآری سر ز سعد و اسعدی
Zameen

