غزل شمارهٔ 2417
Toggle stanza 1خلاصه دو جهان است آن پری چهره
11
خلاصه دو جهان است آن پری چهره
چو او نقاب گشاید فنا شود زهره
22
چو بر براق معانی کنون سوار شود
به پیش سلطنت او که را بود زهره
33
ستارگان سماوات جمله مات شوند
به طاس چرخ چو آن شه درافکند مهره
44
چو روح قدس ببیند ورا سجود کند
فرشتگان مقرب برند از او بهره
55
همای عرش خداوند شمس تبریزی
که هفت بحر بود پیش او یکی قطره

