Toggle stanza 1
میان باغ، گل سرخ‌، های و هو دارد
1
میان باغ، گل سرخ‌، های و هو دارد
که بو کنید دهان مرا چه بو دارد
2
به باغ، خود همه مستند لیک نی چون گل
که هر یکی به قدح خورد و او سبو دارد
3
چو سال سال نشاطست و روز روز طرب
خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد
4
چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل
کسی که ساقی باقیِ ماهرو دارد
5
هزار جان مقدس فدای آن جانی
که او به مجلس ما امر اشربوا دارد
6
سؤال کردم گل را که بر کی می‌خندی
جواب داد بر آن زشت، کو دو شو دارد
7
هزار بار خزان کرد نو بهارِ تو را
چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد
8
پیاله‌ای به من آورد گل که باده خوری؟
خورم! چرا نخورم بنده هم گلو دارد
9
چه حاجتیست گلو باده‌ی خدایی را
که ذره ذره همه نُقل و می از او دارد
10
عجب که خار چه بدمست و تیز و روترشست
ز رشک آنکِ گل و لاله صد عدو دارد
11
به طور موسی بنگر که از شراب گزاف
دهان ندارد و اشکم چهارسو دارد
12
به مستیان درختان نگر به فصل بهار
شکوفه کرده که در شرب می غلو دارد

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor