غزل شمارهٔ 690
Toggle stanza 1ای عشق که جمله از تو شادند
11
ای عشق که جمله از تو شادند
وز نور تو عاشقان بزادند
22
تو پادشهی و جمله عشاق
همرنگ تو پادشه نژادند
33
هر کس که سری و دیدهای داشت
دیدند تو را سری نهادند
44
خورشید توی و ذره از توست
وان نور به نور بازدادند
55
چون بوی عنایت تو باشد
زالان همه رستم جهادند
66
چون از بر تو مدد نباشد
گر حمزه و رستمند بادند
77
ای دل برجه که ماه رویان
از پرده غیب رو گشادند
88
مستند و طریق خانه دانند
زیرا که نه مست از فسادند
99
تا عشق زید زیند ایشان
تا یاد بود همه به یادند

