غزل شمارهٔ 1011
Toggle stanza 1میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید
11
میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید
در گل و گلزار و نسرین روح دیگر بردمید
22
با ملیحا زاده الرحمن احسانا جدید
یا منیرا زاده نور علی نور مزید
33
خوشتر از جان خود چه باشد جان فدای خاک تو
خوبتر از ماه چه بود ماه در تو ناپدید
44
کل ذی روح یفدی فی هواک روحه
کل بستان انیق من جناک مستفید
55
لست انکر ما ذکرتم البقاء فی الفنا
کل من ابدی جمیلا لیس یبعد ان یعید
66
این ملولی میکشد جان را که چیزی تو بگو
هیچ کس را کس گریبان از گزافه کی کشید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ساقیا، می ده که بیرون سبزه های تر دمید
چون خط سبز جوانان نغز و جان پرور دمید
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 658
خاک ازین عالی بنا بر کاخ گردون سرکشید
تا بنای عالم است اینسان عمارت کس ندید
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 20
ابرِ آذاری برآمد بادِ نوروزی وزید
وَجهِ مِی میخواهم و مُطرب، که میگوید رسید؟
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 240
بر سر بازار جانبازان منادی میزنند
بشنوید ای ساکنان کوی رندی بشنوید
HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 15
میر خوبان را کنون منشور خوبی در رسید
مملکت بر وی سهی شد ملک بر وی آرمید
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 152
برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید
همچو ماه هفت و هشت و آفتاب روز عید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 746

