غزل شمارهٔ 552
Toggle stanza 1چیست صلای چاشتگه خواجه به گور میرود
11
چیست صلای چاشتگه خواجه به گور میرود
دیر به خانه وارسد منزل دور میرود
22
در عوض بت گزین کژدم و مار همنشین
وز تتق بریشمین سوی قبور میرود
33
شد می و نقل خوردنش عشرت و عیش کردنش
سخت شکست گردنش سخت صبور میرود
44
زهره نداشت هیچ کس تا بر او زند نفس
پخته شود از این سپس چون به تنور میرود
55
صاف صفا نمیرود راه وفا نمیرود
مست خدا نمیرود مست غرور میرود
66
ای خنک آن که پیش شد بنده دین و کیش شد
موسی وقت خویش شد جانب طور میرود
77
چند برید جامهها بست بسی عمامهها
چون که نداشت ستر حق ناکس و عور میرود
88
آنک ز روم زاده بد جانب روم وارود
وان که ز غور زاده بد هم سوی غور میرود
99
آن که ز نار زاده بد همچو بلیس نار شد
وان که ز نور زاده بد هم سوی نور میرود
1010
آن که ز دیو زاده بد دست جفا گشاده بد
هیچ گمان مبر که او در بر حور میرود
1111
بانمکان و چابکان جانب خوان حق شده
وان دل خام بینمک در شر و شور میرود
1212
طبل سیاستی ببین کز فزع نهیب او
شیر چو گربه میشود میر چو مور میرود
1313
بس که بیان سر تو گرچه به لب نیاوری
همچو خیال نیکوان سوی صدور میرود

