Toggle stanza 1
شمع دیدم گرد او پروانه‌ها چون جمع‌ها
1
شمع دیدم گرد او پروانه‌ها چون جمع‌ها
شمع کی دیدم که گردد گرد نورش شمع‌ها
2
شمع را چون برفروزی اشک ریزد بر رخان
او چو بفروزد رخ عاشق بریزد دمع‌ها
3
چون شکر گفتار آغازد ببینی ذره‌ها
از برای استماعش واگشاده سمع‌ها
4
ناامیدانی که از ایام‌ها بفسرده‌اند
گرمی جانش برانگیزد ز جانشان طمع‌ها
5
گر نه لطف او بدی بودی ز جان‌های غیور
مر مرا از ذکر نام شکرینش منع‌ها
6
شمس دین صدر خداوند خداوندان به حق
کز جمال جان او بازیب و فر شد صنع‌ها
7
چون بر آن آمد که مر جسمانیان را رو دهد
جان صدیقان گریبان را درید از شنع‌ها
8
تخم امیدی که کشتم از پی آن آفتاب
یک نظر بادا از او بر ما برای ینع‌ها
9
سایه جسم لطیفش جان ما را جان‌هاست
یا رب آن سایه به ما واده برای طبع‌ها

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor