غزل شمارهٔ 2097
Toggle stanza 1چون دل جانا بنشین بنشین
11
چون دل جانا بنشین بنشین
چون جان بیجا بنشین بنشین
22
بلکا دلکا کم کن یغما
ای خوش سیما بنشین بنشین
33
عمری گشتی همچون کشتی
اندر دریا بنشین بنشین
44
افلاطونی جالینوسی
بشکن صفرا بنشین بنشین
55
چون می چون می تلخی تا کی
همچون حلوا بنشین بنشین
66
خونم خوردی تا کی گردی
یک دم بازآ بنشین بنشین
77
تا کی لالا سوزد ما را
بیاو تنها بنشین بنشین
88
همچون میزان گشتی لرزان
همچون جوزا بنشین بنشین
99
دفعم جویی فردا گویی
پیش از فردا بنشین بنشین
1010
همچون کوثر صافی خوشتر
بیهر سودا بنشین بنشین
1111
یار نغزم اندر مغزم
همچون صهبا بنشین بنشین
1212
هان ای مه رو برگو برگو
ای جان افزا بنشین بنشین

