بخش 47 - تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس
Poet: Rumi
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
Poetic form: Masnavi
Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1شخص خفت و خرس میراندش مگس
11
شخص خفت و خرس میراندش مگس
وز ستیز آمد مگس زو باز پس
22
چند بارش راند از روی جوان
آن مگس زو باز میآمد دوان
33
خشمگین شد با مگس خرس و برفت
بر گرفت از کوه سنگی سخت زفت
44
سنگ آورد و مگس را دید باز
بر رخ خفته گرفته جای و ساز
55
بر گرفت آن آسیا سنگ و بزد
بر مگس تا آن مگس وا پس خزد
66
سنگ روی خفته را خشخاش کرد
این مثل بر جمله عالم فاش کرد
77
مهر ابله مهر خرس آمد یقین
کین او مهرست و مهر اوست کین
88
عهد او سستست و ویران و ضعیف
گفت او زفت و وفای او نحیف
99
گر خورد سوگند هم باور مکن
بشکند سوگند مرد کژسخن
1010
چونک بیسوگند گفتش بد دروغ
تو میفت از مکر و سوگندش به دوغ
1111
نفس او میرست و عقل او اسیر
صد هزاران مصحفش خود خورده گیر
1212
چونک بی سوگند پیمان بشکند
گر خورد سوگند هم آن بشکند
1313
زانک نفس آشفتهتر گردد از آن
که کنی بندش به سوگند گران
1414
چون اسیری بند بر حاکم نهد
حاکم آن را بر درد بیرون جهد
1515
بر سرش کوبد ز خشم آن بند را
میزند بر روی او سوگند را
1616
تو ز اوفوا بالعقودش دست شو
احفظوا ایمانکم با او مگو
1717
وانک حق را ساخت در پیمان سند
تن کند چون تار و گرد او تند

