شمارهٔ 127
Toggle stanza 1ای بر همه میران جهان یافته شاهی
11
ای بر همه میران جهان یافته شاهی
میْ خور، که بد اندیش چنان شد که تو خواهی
22
میْ خواه، که بدخواه به کام دل تو گشت
وز بخت بد اندیش تو آورد تباهی
33
شد روزه و تسبیح و تراویح به یک جای
عید آمد و آمد می و معشوق و مَلاهی
44
چون ماه همی جُست شب عید همه خلق
من روی تو جُستم، که مرا شاهی و ماهی
55
مه گاه بر افزون بوَد و گاه به کاهش
دایم تو بر افزون بوی و هیچ نکاهی
66
میری به تو محکم شد و شاهی به تو خرم
بر خیره ندادند ترا میری و شاهی
77
خورشید روان باشی، چون از بر رخشی
دریای روان باشی، چون از بر گاهی
88
آنها که همه میل سوی ملک تو کردند
اینک بنهادند سر از تافته راهی
99
دام طمع از ماهی در آب فگندند
نه مرد به جای آمد و نه دام و نه ماهی
1010
مهتر نشود، گرچه قوی گردد، کهتر
گاهی نشود، گرچه هنر دارد، چاهی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

