Toggle stanza 1
در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم
1

در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم

بودیم شمع شوق و زبانی نداشتیم

2

صد شیوه یافتیم ز معشوق روز وصل

وز بهر نیم شیوه بیانی نداشتیم

3

صد ره به دیر و کعبه قدم رفت و هیچ گاه

دستی نیافتیم و عنانی نداشتیم

4

در شیشه کاو کاو بسی عرض کرد، لیک

در شیشه ناشکسته فغانی نداشتیم

5

دایم زدیم غوطه در آتش برای خلق

در هیچ کس به مهر گمانی نداشتیم

6

میلی نداشتیم به سودای کس، ولی

در هیچ شهر نرخ گرانی نداشتیم

7

عرفی بنافت پنجهٔ ما جور بخت پیر

شکر خدا که بخت جوانی نداشتیم

Sources

Persian text source: Ganjoor