غزل شمارهٔ 116
Poet: Urfi
Toggle stanza 1بر میان فتنه شوخی طرف دامانی شکست
11
بر میان فتنه شوخی طرف دامانی شکست
ترکتاز غمزه هر سو فوج ایمانی شکست
22
ملک حسن از شیوه خالی گشت تا گشتم خراب
کافرستانی به هم زد تا مسلمانی شکست
33
شکر طالع می کنم با آن که از بابم فکند
زان که هر خاری به پایم در گلسنانی شکست
44
گر سلیمانی است و گر موری که در معنی گداست
هر که دست از آبرو شست او لب نانی شکست
55
شید صوفی طالبان کعبه را گمراه کرد
نو مسلمانی در آمد فوج ایمانی شکست
66
هر که با آن نامسلمان یک زمان همراه شد
با خدای خویش در هر گام پیمانی شکست
77
قابل رنج محبت کس نیاید در وجود
رنگ روی خویش را هر کس به دستانی شکست
88
تا دل عرفی شکست آشوب در عالم فتاد
این نه موری بود، پنداری سلیمانی شکست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

