غزل شمارهٔ 118
Toggle stanza 1ماهم نه نهالی است که خورشید بر اوست
ماهم نه نهالی است که خورشید بر اوست
طوبی خس زیبا چمنی که این شجر اوست
مرغی که حرم را شرف از نسبت او بود
جاروب حرمگاه صنم بال و پر اوست
گه زهر فشاند به مگس، گه زند آتش
زین گونه بسی تعبیه ها در شکر اوست
نقصان ادب نیست که آمیخته با شمع
پروانه که امید فنا راهبر اوست
غم همره جان رفت، نرفتیم به منعش
با وی ز ازل آمده و هم سفر اوست
هر گرد که از خاک شهیدان تو خیزد
صد قافله ی درد ابدی بر اثر اوست
عشق از طلب صحبت رضوان بود آزاد
زهد است که دست هوسش در کمر اوست
از طعن کس آزرده نگردد دل عرفی
داغی که نسوزد نمکی بر جگر اوست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
شوخی که جهان گرد جنون نظر اوست
از آینه تاکنج تغافل سفر اوست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 676
مرغی که رمیدن ز جهان بال و پر اوست
از عرش گذشتن سفر مختصر اوست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2150
عشق است که علم دو جهان مختصر اوست
مجموعه احوال دو عالم خبر اوست
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 92
Sources
Persian text source: Ganjoor

