غزل شمارهٔ 28
Toggle stanza 1نوش دارو نشأیِ عّلت نهد در جان ما
نوش دارو نشأیِ عّلت نهد در جان ما
در خمار معجز افتد عیسی از درمان ما
آبروی شمع را بیهوده نتوان ریختن
صد شب یلداست در هر گوشهٔ زندان ما
ما خجل اما سخن در صنعت مشاطه است
گر نمود کفر دارد شاهد ایمان ما
زخم ها برداشتیم و فتح ها کردیم، لیک
هرگز از خون کسی رنگین نشد میدان ما
چشم اگر باز است و گر پوشیده از هم نگسلد
آمد و رفت نظر در دیدهٔ حیران ما
نی ز عصمت پاک دامانیم کز ناموس و ننگ
میکند آلودگی پرهیز از دامان ما
معنی روشن برون میجوشدم عرفی ز دل
در سیاهی مینگنجد چشمهٔ حیوان ما
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چون شمع زآتشیکه وفا زد به جان ما
بال هماست بر سر ما استخوان ما
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 235
از بسگرفته است تحیر عنان ما
دارد هجوم آینه اشک روان ما
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 236
داغیم چون سپند مپرس از بیان ما
در سرمه بال میزند امشب فغان ما
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 237
نبوَد به غیرِ نامِ تو وردِ زبانِ ما
یک حرف بیش نیست زبان در دهانِ ما
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 240
رنگین تر از حناست بهار و خزان ما
بر دست خویش بوسه دهد باغبان ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 784
لرزید بس که دل به تن ناتوان ما
خالی ز مغز شد قلم استخوان ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 785
روشن چسان شود به تو سوز نهان ما؟
چون شمع کشته است زبان در دهان ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 786
پروانه ایم و شعله بود آشیان ما
آب از شرار اشک خورد گلستان ما
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 35
Sources
Persian text source: Ganjoor

