غزل شمارهٔ 107
Toggle stanza 1دل به صد ره می رود اما مراد دل یکی است
11
دل به صد ره می رود اما مراد دل یکی است
راه اگر بسیار باشد، «باش» گو، منزل یکی است
22
شوق دیدار است کز هر دل به کامی دل گشاد
عالمی در گفتگوی خواهش سایل یکی است
33
گر تعلق نیست اسباب جهان مردود نیست
صد هزاران پرده پیش دیده ی حایل یکی است
44
عالمی در جلوه و عاشق نبیند غیر دوست
گر ز مجنون پرسی اندر کاروان محمل یکی است
55
دوست دشمن را به خون غلطان کنم عرفی، ولی
دوست دارم دشمنی را کو را زبان و دل یکی است
Sources
Persian text source: Ganjoor

