غزل شمارهٔ 107

Toggle stanza 1
دل به صد ره می رود اما مراد دل یکی است
1

دل به صد ره می رود اما مراد دل یکی است

راه اگر بسیار باشد، «باش» گو، منزل یکی است

2

شوق دیدار است کز هر دل به کامی دل گشاد

عالمی در گفتگوی خواهش سایل یکی است

3

گر تعلق نیست اسباب جهان مردود نیست

صد هزاران پرده پیش دیده ی حایل یکی است

4

عالمی در جلوه و عاشق نبیند غیر دوست

گر ز مجنون پرسی اندر کاروان محمل یکی است

5

دوست دشمن را به خون غلطان کنم عرفی، ولی

دوست دارم دشمنی را کو را زبان و دل یکی است

Sources

Persian text source: Ganjoor