غزل شمارهٔ 459
Toggle stanza 1چون خیالت گذر آرد به در مسکن چشم
11
چون خیالت گذر آرد به در مسکن چشم
جوشش نور به هم در شکند روزن چشم
22
مشت سوزن به دلم زان مژه تا ریخته اند
گریه از پارهٔ دل دوخته پیراهن چشم
33
از دلم تا به در دیده صد آتشکده ساخت
گریهٔ شوق که گلخن شد ازو گلشن چشم
44
در تماشاگه حسن تو به هنگام نثار
سر به پیشانی خورشید زند خرمن چشم
55
عرفی امروز ببینم که بود بهر وداع
گریه را دست در آغوش دل و گردن چشم
Sources
Persian text source: Ganjoor

