غزل شمارهٔ 434
Toggle stanza 1از مردن دشوار من است آن مژه پر نم
11
از مردن دشوار من است آن مژه پر نم
ای جانِ به لب آمده گو یک نگهی کم
22
لطفی تو گرم چاره ندارد عجبی نیست
بسمل شده را به نشود زخم به مرهم
33
تا فاش نسازم بر بیگانه غم او
تحقیق خصوصیت من کرده به محرم
44
ای اهل بهشت این همه حسرت به غم چیست
بر من که رسانم به شما لذت این غم
55
هر گام که می زد کسی از عشق تو ناکام
یاران مرا تازه شود شیوهٔ ماتم
66
داغی بنهم بر دل و آن داغ که باشد
لب تشنهٔ الماس تر و تشنهٔ مرهم
77
یا رب به جهانی که رود ننگ نباشد
عرفی چو برد مایهٔ درد تو ز عالم
Sources
Persian text source: Ganjoor

