Toggle stanza 1
به شمعی کو صبا کرده به خلوت، خانه‌ای داری
1

به شمعی کو صبا کرده به خلوت، خانه‌ای داری

که از تنهایی‌ات غم نیست گر پروانه‌ای داری

2

از این خلوت‌نشینی کم نگردد هستی حسنت

که آنجا هم ز خون مجرمان پیمانه‌ای داری

3

مرا این آتش از داغ جدایی بیشتر سوزد

که می‌گویند جا در محفل بیگانه‌ای داری

4

ز آسیب نظر گر می‌گریزی در دلم بنشین

که آنگه خالی از نامحرمان کاشانه‌ای داری

5

به شرط آنکه ناید گردی از خاکسترش بیرون

طلب کن جان من گر جان‌فشان پروانه‌ای داری

6

نخواهی دید عرفی تا قیامت روی هشیاری

که این مستی ز شوق نرگس مستانه‌ای داری

Sources

Persian text source: Ganjoor