غزل شمارهٔ 350
Poet: Urfi
Toggle stanza 1عاشقان گر به دل از دوست غباری دارند
11
عاشقان گر به دل از دوست غباری دارند
گریه ای گَرد نشان در شب تاری دارند
22
آب حیوان ببر ای خضر که ارباب نیاز
چشم امید به فتراک سواری دارند
33
ره ارباب محبت به فنا نزدیک است
سوزنی در کف و در پا دو سه خاری دارند
44
جان و دل را به می فرحت آتش زده اند
باده در شیشه نماندست و خماری دارند
55
جان حقیر است مبر نام نثار، ای محرم
تو همین گو که احباب نثاری دارند
66
چه به طاعت طلبی برهمنان را، زاهد
تو ریا ورز که این طایفه کاری دارند
77
بندهٔ خلوتیان دل چاکم، کایشان
به شهیدان غمت لذت خواری دارند
88
هر که را می نگرم سوخته یا می سوزد
شمع و پروانه از این بزم کناری دارند
99
عرفی از صیدگه اهل نظر دور مرو
که گهی گوشهٔ چشمی به شکاری دارند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

