غزل شمارهٔ 127
Toggle stanza 1گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هست
11
گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هست
تا ریشه در آب است امید ثمری هست
22
هر چند رسد آیت یاس از در و دیوار
بر بام و در دوست پریشان نظری هست
33
منکر نشوی گر به غلط دم زنم از عشق
این نشأ مرا گر نبود با دگری هست
44
آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل
در دامنش آویز که با وی خبری هست
55
هرگز قدم غم ز دلم دور نبودست
شادیست که او را سر و برگ سفری هست
66
تا گفت خموشی به تو راز دل عرفی
دانست که از ناصیه غمازتری هست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

