Toggle stanza 1
گر دل عنان فرصت از آغاز می گرفت
1

گر دل عنان فرصت از آغاز می گرفت

کام ابد ز طالع ناساز می گرفت

2

گر سایه ی همای سعادت نمی گذاشت

کبک دری ز چنگل شهباز می گرفت

3

گر در کمین وسوسه هشیاری کس است

جاسوس طبع خانه برانداز می گرفت

4

گر در فریب گاه سلامت نمی غنود

صد دزد خانگی به در راز می گرفت

5

پیمانه ی غرور لیالب نمی کشید

گر ساغری ز مردم طناز می گرفت

6

گر می گذاشت غمزه ی سافی به دست صبر

از دست او پیاله به عهد ناز می گرفت

7

یک جام بی تبسمی اکنون نمی دهد

مشتی که زهر چشم ز من باز می گرفت

8

عرفی ز پا فتاده همین بود در جهان

مرغی که کام خویش ز پرواز می گرفت

Sources

Persian text source: Ganjoor