غزل شمارهٔ 280
Toggle stanza 1تشته لب رفتم به جنت ، چشمهٔ کوثر نبود
11
تشته لب رفتم به جنت ، چشمهٔ کوثر نبود
شعله جو رفتم به دوزخ، مشت خاکستر نبود
22
از بهشت افسانه ها می رفت،کانجا دوش دل
رفت و دید آن ها که واعظ می سرود، اکثر نبود
33
هرگز از بهر پریدن، مرغ جان کوشش نکرد
بود پایش بسته آخر، بی نصیب از پر نبود
44
عشق بت ورزیده ام، عیب است، می دانم، ولی
گرد دل بسیار گشتم، مطلب دیگر نبود
55
سینه بر تیمار دل، پرشعله عرفی، تا به کی
هیچگه بیمارِ دل را بالش و بستر نبود
Sources
Persian text source: Ganjoor

