غزل شمارهٔ 57
Toggle stanza 1تا روی دل فروز تو بستان آتش است
11
تا روی دل فروز تو بستان آتش است
دل نغمه سنج گلستان آتش است
22
یارب چه آتشی تو که چندین هزار داغ
از شعله ی جمال تو در جان آتش است
33
گر مست حیرتیم ز روی تو دور نیست
آتش پرست واله و حیران آتش است
44
افسرده را نصیب نباشد دل کباب
آن یابد این نواله که مهمان آتش است
55
ای طائر بهشت ز باغ دلم حذر
کاین لاله زار داغ گلستان آتش است
66
خون شهید عشق جهان را فرو گرفت
کشتی مساز نوح که طوفان آتش است
77
مستم به محفلی که در او آتش جحیم
ته جرعه ای ز ساغر مستان آتش است
88
افتاد دامن دل عرفی به دست عشق
یعنی که دست شعله به دامان آتش است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

