غزل شمارهٔ 419
Toggle stanza 1غم میگزد لب من، من میگزم لب عشق
11
غم میگزد لب من، من میگزم لب عشق
میرم به تلخی غم، نازم به مشرب عشق
22
دانای شهر و ده کیست، کز طنز ما نرنجد
خندند بر فلاطون، طفلان مکتب عشق
33
داروی صحت عشق در حکمت ازل نیست
اما ز سردی عقل، زایل شود تب عشق
44
ناکامی دمی عشق پروردهٔ مراد است
در آفتاب غرق است شام من و شب عشق
55
در دیر و کعبه سایل، با کفر و دین مقابل
با نوش و نیش یک دل، این است مشرب عشق
66
تا ریخت خون عرفی، از چشم خلق شد گم
زان جلوهها تو گویی، این بود مطلب عشق
Sources
Persian text source: Ganjoor

