Toggle stanza 1
خوناب آتشین ز سر من گذشته است
1

خوناب آتشین ز سر من گذشته است

وین سیل آتش از جگر من گذشته است

2

مرغ هوای خلدم و تا پر گشوده ام

صد تیر غم ز بال و پر من گذشته است

3

من داده ام به عشق تو دل، در زبان خلق

دایم حکایت از خطر من گذشته است

4

دل صید گشته، کنون، کار با قضاست

کار از فغان و الحذر من گذشته است

5

بر عیش تلخ من مبر ای مدعی حسد

سیلاب زهر بر شکن من گذشته است

6

هر گه که دیده ام گل روی خیال دوست

در رنگ دشمن از نظر من گذشته است

7

از من کجا به صحبت عرفی سزد که او

عیبش ز پایه ی هنر من گذشته است

Sources

Persian text source: Ganjoor