غزل شمارهٔ 94
Poet: Urfi
Metre: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
Rhyme: منگذشتهاست
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1خوناب آتشین ز سر من گذشته است
11
خوناب آتشین ز سر من گذشته است
وین سیل آتش از جگر من گذشته است
22
مرغ هوای خلدم و تا پر گشوده ام
صد تیر غم ز بال و پر من گذشته است
33
من داده ام به عشق تو دل، در زبان خلق
دایم حکایت از خطر من گذشته است
44
دل صید گشته، کنون، کار با قضاست
کار از فغان و الحذر من گذشته است
55
بر عیش تلخ من مبر ای مدعی حسد
سیلاب زهر بر شکن من گذشته است
66
هر گه که دیده ام گل روی خیال دوست
در رنگ دشمن از نظر من گذشته است
77
از من کجا به صحبت عرفی سزد که او
عیبش ز پایه ی هنر من گذشته است
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

