غزل شمارهٔ 343
Poet: Urfi
Toggle stanza 1گشود زلف معنبر شمال، تا چه کند
11
گشود زلف معنبر شمال، تا چه کند
نهفته چهرهٔ عاشق خیال، تا چه کند
22
به یک دو روزه وصالش، زمانه خونم خورد
هنوز دشمنی ماه و سال، تا چه کند
33
به صد کرشمه مرا سوخت تا خطش ندمید
هنوز کشمکش خط و خال، تا چه کند
44
شراب حاضر و شمشیر و طول عمر
پس دو جام دگر این ملال، تا چه کند
55
مجال حرف سپارش نبود و بلبل بود
کنون که یافته عرفی مجال، تا چه کند
Sources
Persian text source: Ganjoor

