غزل شمارهٔ 493
Toggle stanza 1زین بزم نه این بار بر آشفتم و رفتم
11
زین بزم نه این بار بر آشفتم و رفتم
کی بود که تلخی ز تو نشنفتم و رفتم
22
دارد اثر سودهٔ الماس به چشمم
گردی که ز مژگان ز درت رُفتم و رفتم
33
ای هم نفسان رفتن از این غمکده کم نیست
پژمرده مباشید که بشکفتم و رفتم
44
امید که در نامهٔ من ثبت نباشد
این راز که از غیر تو بنهفتم و رفتم
55
ناصح مفشان بر جگرم نیش و همان گیر
این هرزه به جان از تو پذیرفتم و رفتم
66
این تلخی جان دادن از آن غمزه ببینید
ای اهل سلامت سخنی گفتم و رفتم
77
عرفی در ناسفته در این بحر بسی هست
انگار که صد درج گهر سفتم و رفتم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

