Toggle stanza 1
عشق کو کز دل و دین نام و نشان گم باشد
1

عشق کو کز دل و دین نام و نشان گم باشد

اهل دل باشم و ایمان ز میان گم باشد

2

ای خوش آن حسرت دیدار ، که گردد ز دلم

صد حکایت به دهان جمع و زبان گم باشد

3

ای خوش آن بیخودی و ذوق که بر خوان وصال

راه آمد شد دستم به دهان گم باشد

4

تا ابد مشهد ما نکهت دل خواهد داشت

بوی گل نیست که در فصل خزان گم باشد

5

عرفی از روز ازل گم شدهٔ کار خودست

فرصتش کو که به گام دگران گم باشد

Sources

Persian text source: Ganjoor